|
صدفی برای مروارید |
سلام بر یاس قد خمیده ، سلام بر بانوی دو عالم ، سلام بر شفیعه ی دو سرا و سلام بر فاطمه ی زهرا یا فاطمه ! تو آن والا مقامی هستی که خداوند علی (ع) و محمّد (ص) و همه ی هستی را به خاطر تو آفرید. تو آن بانوی شریفی که وقتی جبرئیل پرسید : یا ربّ من تحت الکساء ؟ خداوند فرمود : فاطمه و پدر فاطمه و شوهر فاطمه و فرزندان فاطمه.یعنی همه را به وسیله ی تو معرّفی کرد. تو آن عفیفه ی پاک دامنی دخت نبی اکرمی کوثر ناب محمّدی سلاله ی پاک احمدی سیّد زنان جنّتی تو فاطمه ی زهرایی مرضیه ی کبرایی علیمه ای طاهره ای انسیه ای ریحانه ای ای گل خوشبوی نبی محرم دلجوی علی تولدت مبارک حضرت فاطمه (س) با عفاف ترین و با حجاب ترین زنان عالم اند.بر ماست که این بانوی بزرگوار را اسوه و الگوی خود قرار دهیم و حجاب و عفاف فاطمی را در جامعه اشاعه دهیم. [ یکشنبه 24/2/91 ] [ 7:59 عصر ] [ فاطمه ]
[ نظر ]
سلام به همه ی دوستان گل و بالاخص پارمیدای عزیز اول از همه نوروز باستانی و مقدس بر همتون مبارک و فرخنده باد.....................امیدوارم سالی سرشار از هر چه خوبی و زیبایی است رو تجربه کنید و سالی با حجاب داشته باشد. پارمیدای گلم ، دوست عزیزم این یاد داشت رو فقط به خاطر تولد تو گذاشتم تولدت مبارک.................اینم کیک تولدت کـــــــــــــــد,م کیک رو بیشتر دوست دارید؟؟؟؟ کیک الف)
کیک ب)
کیک ج)
خوب حالا نوبت می رسه به هدیه ی من................اینم هدیه ی من برای پارمیدای عزیز ........دوستش داری؟؟؟؟
امیدوارم هزاران سال عمر با برکت کنی دوست من. [ دوشنبه 7/1/91 ] [ 1:51 صبح ] [ فاطمه ]
[ نظر ]
اول پس از سال ها به روز نکردن سلام. صاحب خونه ی خالم اینا یه خانم مسن بود به نام نیره خانم سال گذشته عمرش رو داد به شما. دیشب یه خواب عجیب دیدم. توی خواب با دوستم فائزه می خواستیم بریم خونه ی مدیر مدرسمون .تو راه که می رفتیم مردم می گفتن نیره خانم تو زندانه.من می خندیدم و باورم نمی شد.بالاخره رسیدیم خونه ی مدیرمون اون جا شوهر مدیرمون گفت:راستی نیره خانم رو دستگیر کردن تو زندانه فهمیده بودید؟؟؟.من خیلی تعجب کردم.یه هو از خواب پریدم.وقتی بیدار شدم از خوابم خندم گرفته بود اصلا یادم نبود که نیره خانم مرده گفتم بیچاره نیره خانم که کاری به کسی نداره چه خوابی دیدم منا!!!!!! بعد از مدتی یادم اومد که ایشون مردن..... با خودم گفتم نکنه مثل تو فیلما که مرده ها وقتی نیاز به کمک دارن می رن خواب این و اون نیره خانم هم نیاز به کمک داشته باشه؟؟؟؟ آیا این همون رویای صادقانه بوده؟؟؟؟؟ به نظر شما آیا نیره خانم توی اون دنیا کارش گیره و به کمک من نیاز داره؟؟؟؟ من باید چه کار کنم؟؟؟؟؟؟ اصلا چرا اومده تو خواب من؟؟؟؟؟ می شه کمکم کنید؟؟؟؟؟؟؟ تــــــــــــو رو خدا واسش فاتحه بخونید.... [ سه شنبه 16/12/90 ] [ 9:35 عصر ] [ فاطمه ]
[ نظر ]
این شعر را در رابطه با جناب زهیربن قین و تأثیر ایشان بر بیداری اسلامی در عصر حاضر سرودم.
زهـیــــر، آن خـفـتـــه ی در بنـــد عثمان شدست امـــروز بیدار و همــــراه یاران کـــه می دانـــد چه شـــد آن دم که آن ماه بـرفتنـــد با زهـیـــــر در خیمـــه ی شـاه پـس از آن زد زهـیـــــر بر دسـت مـــولا دوصـد بوسه که از یادش ببرد آمال دنیا بخـــورد سوگنـد،که مولایش علـــی است فقــط آن شـاه بـــر مـــردم ولـــــی اســت غلامان و کنیــــز و هـــر کـه را داشــت بکــــرد آزاد و خـــود را فارغ انـگاشـت بـه میـدان رفت و چون شیـــری بجنگیـــد رجـــز خوانیـــد و دشمـــن را برانگیخت چه خوش بخت آن زهیر کز خواب غفلت بشــــد بیـــدار و نوشیــــد،از جام شهادت یزیـــد ایــــن زمان اکنـــون آمـریـکاســـت سلاحـــش ماهـواره و مــــدهای بیجاسـت بسازیــم کـشوری با مـردمان با بصــیرت که گلهایـــش شـوند،با ولایـت،باشــریعت نـــــه دی را زهـــیـــــر هـا آفـــــریـــدنـــــد در جنّـــت بـــه روی خـــــود گشــودنـــــد قـیـــــام ســـــرخ عاشـــــورا زنـــــده ســـت بـــــه دریـــــای دل مهــــــــدی بـپیــوسـت من و تو قطره ای هستیم زان دریای جوشان مبادا که شـویم غافل از امــواج و طـوفان حال که فتـنه های سـبزوزردســت در جهان دست بیعت میدهی با نائب صاحب،زمان؟ شاعر : خـــودم. شـــرح شعـــر : نام شعر لبّیک گویان حسین(ع) است و تنها شامل هفتاد و دو تنی که آن زمان یار و یاور امام بودند نمی شود بلکه مجموعه ی گسترده ای از افراد را شامل می شود که در هر عصر و زمان راه و منش سالار شهیدان را زنده نگه داشته و از قیام او پیروی می کنند،می شود. هفت بیت اول به چگونگی ملحق شدن زهیر به سپاه امام حسین(ع) و بیدار شدن وی از خواب غفلت،اشاره دارد.
[ جمعه 25/9/90 ] [ 2:35 صبح ] [ فاطمه ]
[ نظر ]
سلام به سالار زینب.سلام به امام مظلوم و سلام به امام تنها و غریب. امام رئوفم خوشم نمی یاد رسمی باهات صحبت کنم.می خوام راحت سفره ی دل سوخته ام رو برات باز کنم..... امام حسینم با این که امروز دریایی از مردم واسه عزاداری ات اومدن و به سر و سینه می زدن امّا من هنوز می گم تو غریبی و تنها. این مردم،کسایی هستند که بیشتر به خاطر خودشون اومدن نه به خاطر تو. اینا کسایی اند که دل مهدی ات رو می شکنن و با اعمالشون سیلی از اشک واسه پسرت روانه می کنن.خودم هم از اونا مستثنا نیستم....... ای زینت دوش نبی امروز من خانم هایی رو دیدم که با آرایش هفت قلم و موی آراسته و....اومده بودن تو عزات ....... امروز اکثریّت مردمی که خودشون رو عزادار تو می دونستن چشم چرونی می کردن....... آخ که بعضی از آقا پسرا و خانم دخترا واسه ارضای امیال جنسی و هوس بازی اومده بودن...... آقای مهربونم من شرمم می شه این حرفا رو بزنم امّا چی کار کنم که این حرفا سوز و نوای دله.... این حرفا اشک و آه داره..... دلم شکسته به خاطر این که تو برای من و امثال این مردم همه چیزت رو فدا کردی؛شش ماهت رو علی اکبر و عبّاست رو، امّا اونا می رن در آستانه ی شهادتت تولد می گیرن!!!!!!! آخه آدم اینا رو کجای دلش بذاره؟؟؟؟؟ کاش مهدی می اومد و مرهمی بر درد های ما می شد..... به امید ظهورش..... اللّهمّ عجّل لولیّک الفرج [ سه شنبه 15/9/90 ] [ 3:45 عصر ] [ فاطمه ]
[ نظر ]
|
|
| [ طراحی : نایت اسکین ] [ Weblog Themes By : night skin ] |